ميرزا محمد حيدر دوغلات

388

تاريخ رشيدى ( فارسي )

كه خان سلطان سلطانيم مىگفتند ، عورت صالحه بود كه تمام عمر به وظايف عبادات گذرانيده بود . به او مدتى به غيرشراب ديگر هيچ نداد و چون تشنگى و گرسنگى به نهايت مىرسيد و به حال مرگ مىشد ، چيزى از آن تجرع ( 171 ر ) مىنمودند تا آنكه در همين عقوبت به همين صعوبت مرده . 259 برادرم محمد شاه را در ميان غلامان اخته « 1 » خود نگاه مىداشت تا پانزده ساله شد . بعد از آن فرمود كه در خانهء سيخ كباب « 2 » بر معده او راندند ، با توخماق 260 مىزدند تا از پشت وى برآمد و بر ديوار نشسته و بر همان خانه سيخ‌دوز گذاشت تا همانجا « 3 » متلاشى شد ، و بر حال خواهرزاده و برادرزاده اين رفت تا بر حال بيگم و خانم كه مستوران قباب عفت و محجوبان حجره عصمت بودند ، « 4 » چه‌ها رفته باشد ؟ چندانكه تأمل كردم ، قلم در تقرير احوال ايشان جارى نشد و نخواستم كه خواطر اشرف مطالعان اين « مختصر » را به تقرير احوال آن مظلومان مغلول 261 موزع گردانم . شرح ظلم‌هاى وى « 5 » كه منتج ظلمات طبع ظلمت سرشت وى بود ، زياده از اين ممل مطالعات است . و با اين همه بر اكثار طاعات و ايثار مبرّات و انفاق زكات ، چنان مولع بود كه يك لحظه از اين امور نيز نياسودى و على الدوام موالى « 6 » و فقها در مجلس او حاضر بودندى . در فصل همه امور رجوع به فتوى و عمل به تقوى نمودى و هر امرى كه اقبح امور بودى ، استفتاء نمودى 262 و صورت را به نوعى تقرير كردى كه فى الجمله صورت شرعى بر آن يافت شدى ، « 7 » اگر فتوى دادندى فبها و الّا آن مفتى را به ضرب دعوى و التزام كشتن را به وى لازم ساختى و منت‌دار كردى كه شرعا كشتن او لازم شده اما از غايت مروت او را نمىكشم و به فلان كار امر مىكنم و آن كار وى از كشتن بسيار بدتر بودى . از جمله استفتاى وى يكى اين است كه اگر عمرو براى كشتن زيد ، بر زيد حمله برد ، مر زيد مذكور را رسد كه براى دفع مضرت خود و محافظت نفس آنچه تواند بر عمرو بكند 263 و

--> ( 1 ) . نب : آموخته . ( 2 ) . نگ : فرمود كه سيخ سرخ شده‌اى را . ( 3 ) . نگ : - و بر همان . . . همانجا . ( 4 ) . نگ : - كه مستوران . . . بودند . ( 5 ) . نگ : احوال آن تيره درون سياه گردانم از ابيش از اين شرح ظلم‌هاى وى حمل . ( 6 ) . نگ : ملّاها . ( 7 ) . نگ : - و صورت را . . . شدى .